تنهایی تلخ

بیزارم...

ازنبودن  بودن های رویاگونه

بیزارم.

ازازدحام کوچه های دلتنگی

بیزارم

نوشته شده در ۱۳٩٤/٤/٢٩ساعت ۱٢:٢٧ ‎ق.ظ توسط تنهای تلخ نظرات ()

چشم که برهم میگذاری

مراتجسم کن

میان بازوانت

گمشده دریادریا پریشانی م

در فراسوی خیالی دور

آغوش امن عشق

ازآن توست

تنهای  تلخ...


نوشته شده در ۱۳٩۳/٧/٢٧ساعت ۳:٥٤ ‎ب.ظ توسط تنهای تلخ نظرات ()

گاهی باخودم میگم

 

شستن اینهمه دلتنگی

 

هزارپاییزو کم داره

 

یا که اینهمه جاده ی دلتنگی

 

همراهی قدمهاتوکم داره ...ولی...

 

وقتی باشی

 

نه بارون میخوام

 

نه همپا

 

باتو تموم دنیاپر...

 

                          تنهای تلخ...

نوشته شده در ۱۳٩۳/٦/٢۳ساعت ۳:٠۱ ‎ب.ظ توسط تنهای تلخ نظرات ()

 

پاییز که شد

 

برگریز هزاررنگ عاشقی

 

برایت ب هررنگی درآمدم تا بمانی...

 

زمستان که شد

 

فصل یکرنگی

 

رفتی ومن ماندم

 

وهزار رنگ

تنهایی...

                         تنهای تلخ....

 

نوشته شده در ۱۳٩۳/٦/٢۳ساعت ٢:٥٥ ‎ب.ظ توسط تنهای تلخ نظرات ()

 

بوسه هامو ب  قاصدک هاسپردم

فرداصبح گونه هاتو نوازش خواهند کرد

ومن

دلخوشم

ب وعده های باد

      تنهای تلخ...

 

 

دلتنگی   %d8%b9%d8%a7%d8%b4%d9%82%d8%a7%d9%86%d9%87 %d8%b3%d8%ae%d9%86 %d8%a7%d9%85%db%8c%d8%af %d8%af%d9%84%d9%86%d9%88%d8%b4%d8%aa%d9%87 %d8%af%d9%84%d8%aa%d9%86%da%af%db%8c %d8%af%d8%b1%d8%af %d9%88 %d8%af%d9%84

نوشته شده در ۱۳٩٢/۱۱/۳٠ساعت ۱۱:٥۱ ‎ق.ظ توسط تنهای تلخ نظرات ()

یادقلبت باشد

من باران بوسه هایت را

ب گونه هایم

ولمس تنت را

ب آغوشم

وعده داده ام...

تنهای تلخ...

نوشته شده در ۱۳٩٢/٩/۱۳ساعت ٢:٢۸ ‎ب.ظ توسط تنهای تلخ نظرات ()

 

 شاید تو..

 

.همان گمشده ای باشی ...


که روزی...


در کنار آخرین پیچ جاده ی تنهایی...


گم شدی...


ومن هنوز...


جاده های انتظار را...

 


بی وقفه شب نوردم

...



تنهای تلخ...

نوشته شده در ۱۳٩٢/۸/۱ساعت ۱٢:٥٠ ‎ب.ظ توسط تنهای تلخ نظرات ()

 

ازتنهایی تلخ تر


ازیادرفتنه


بربادرفتنه


ب پای عشقی شکستنه


نردبان دوستی شدنه


ازتنهایی تلخ تر


ماییم


که بی صدامشکنیم


میون حنجره هایی که صدبغض نشکسته دارند


تلخ ترازتنهایی


کامی ست که درناکامی این روزگارهمیشه تلخ مونده


...

 

تنهای تلخ...

نوشته شده در ۱۳٩٢/٧/٢٧ساعت ۳:٥٢ ‎ب.ظ توسط تنهای تلخ نظرات ()

بازپاییز برگریزهزاررنگ

بازعشق

بازفصل عاشقی...

بازهم زمهریرتنهایی

بازهم من بی تو

شب نوردکوچه های تنهایی

...

چ عاشقانه تورا مینویسم

بردیوارهایی که

حتی سایه ی توراهم

ندیده اند

...

سایه ت ازسرتنهایی من

کم مباد...

تنهای تلخ...


نوشته شده در ۱۳٩٢/٧/۱ساعت ۱۱:۱٥ ‎ق.ظ توسط تنهای تلخ نظرات ()

دلتنگم

ودلتنگی ازپس هر نگام ترم پیداست

من ب تاراج رفتم

وگم شدم

در استدلال های مبهم تو

عاجزم

دربیان آنچه تو میگویی و میپنداری

کاش میدانستی

"که احساس سوختن ب تماشانمی شود"

          تنهای تلخ...

 

نوشته شده در ۱۳٩٢/۳/٢۸ساعت ٥:٠٤ ‎ب.ظ توسط تنهای تلخ نظرات ()

دریا دریا تنهایی

کاش کنارم بودی

همیشه بامنی

ای معنای سبزی بهار

عطرخوش هرچه انتظار

باتومعنا میشود

لهجه ی بارانی غروب انتظار

تنهای تلخ...

نوشته شده در ۱۳٩٢/۳/٢۸ساعت ٤:٢۸ ‎ب.ظ توسط تنهای تلخ نظرات ()

این شبها که میگذرند

هر لحظه ش

تکراربی امان خاطرات توست

تویی که خواب رواز چشمانم بردی

وکابوس

کابوس این تنهایی تلخ

بی امان

تکرارمیشه

نوشته شده در ۱۳٩٢/۳/٢٧ساعت ٥:۱٤ ‎ب.ظ توسط تنهای تلخ نظرات ()

منبع : شاهوار دات نت   www.shahvar.net

 

دلشوره......
 

تاحالا دلشوره داشتی؟
 

دلشوره مثل رخت شستن میمونه امانه توتشت لباس شویی!
 

ته ته دلت اونجا که هیچکی جز خودت جاشونمیدونه!
 

بزار من از دلشوره های بچگیم بهت بگم
 

شایدتو هم مثل من بودی....
 

دلشوره وقتی دیرمیرسیدم مدرسه
 

وقتی میدیدم یادم رفته دفتر املا بیارم
 

بدترازهمه وقتی دیرمیرسیدم
 
خونه تیتر اول کارتون هارو نمیدیدم
 

دلشوره بدترازاین که حناخیلی وقت بود
 
 
 
مادرش روندیده بود
 
 
ومن میترسیدم نکنه منم
 

ازمامانم جدابشم
 

توی کارتون های بچگی ما
 
همیشه یه مشت بچه بی پدر ومادر بودند
 

که مدام دنبال مامان باباشون میگشتندو
 
 
 
 
دلشوره هاش واسه مابود
 

چه دلشوره ای ازاین بدتر
 

که هاچ یا چوبین بالاخره مامانشونومیبینند یانه؟
 

دلشوره هات مثل من بوده یانه؟....
 


تنهای تلخ...
 
400 × 300 - forum.persiantools.com
نوشته شده در ۱۳٩٢/٢/۳٠ساعت ٢:٥٥ ‎ب.ظ توسط تنهای تلخ نظرات ()

به لحظه ای رسیده ام

 


به آغاز


به تمام دنیا پشت کردم

به افق چشم دوختم

 


شاید این بار

 


دستان نوازش گرتو

 


پل رهایی من...

شاید...

    تنهای تلخ...

نوشته شده در ۱۳٩٢/٢/۱٩ساعت ۱٢:٢٧ ‎ب.ظ توسط تنهای تلخ نظرات ()

لحظه هایی که تنهام

 


وتنهایی سخت دلگیر

 


به دیدارم بیا

 


پشت پرچین تنهایی من

انتظاردیدارتو

هرلحظه

چون گل دردستانم

 


شکوفامیشود

 


به دیدارم بیا

 


هرلحظه

 


......

                      تنهای تلخ...

نوشته شده در ۱۳٩٢/٢/۱٩ساعت ۱٢:٢٤ ‎ب.ظ توسط تنهای تلخ نظرات ()

 

Click to view full size image

باز از پشت پرچین تنهایی

 
خیره شدم

 


آراو وصبور

 

وشوق پریدن

 


درسرانگشتانم

 

بیتابانه

 


هراسی در من شکل گرفت

 


سر فروبردم در دستانم

 


لمس رهایی

 


با هیچ واژه ای

 

معنا نمی شود

 


آغوش امن عشق

 
تا همیشه

 

برای توست

....

                           تنهای تلخ...

نوشته شده در ۱۳٩٢/٢/۱٩ساعت ۱۱:٥٤ ‎ق.ظ توسط تنهای تلخ نظرات ()

 
 
مثل بارون توی بهار
 
مثل اون نم نم توی شوره زار
 
 
 
مثل آرامش یک کوه بلند
 
مثل هم آغوشی موج وساحل تبدار
 
 
 
...
 
 
من هدیه ای ازخدا گرفتم
         
               
 
 
تنهای تلخ...

 
نوشته شده در ۱۳٩٢/٢/۱۸ساعت ٥:٤٧ ‎ب.ظ توسط تنهای تلخ نظرات ()

 

آتش را چگونه خاموش میکنند؟

شعله های سرکش جنون

خاطرات تلخ...

رنج های بی پایان

حسرت های پایدار

وسکوتی

گویاترازهرخاموشی

...

من غریبانه غرق میشوم

درسکوت وتنهایی

...

کاش لحظه ی رهایی

نزدیک بود

                                      تنهای تلخ...

خدایا حجم عظیم سکوتم نشانه ی قبول تقدیرم نیست

کمی عاشقانه نگاهم کن

شاید عاشقم

شاید...

 

نوشته شده در ۱۳٩٢/٢/۱٥ساعت ٧:۳٥ ‎ب.ظ توسط تنهای تلخ نظرات ()

www.parsnaz.ir  عکس های غمگین از لحظات تنهایی

هنوزازتوسارشارم

هنوزازتولبریزم

هنوزبی تو

ارتو

مینویسم

هنوزبامنی

درمنی

هنوز چون ماه

هرشب

در آسمان قلبم

نقره افشانی

....

                              تنهای تلخ...

نوشته شده در ۱۳٩٢/۱/٢٧ساعت ۱٠:٤٤ ‎ق.ظ توسط تنهای تلخ نظرات ()

کابوس تنهایی


چشمان من تشنه اند

ب اشک میهمانشان کن

وگلویم خشک است

ب بغضی شکسته سیرابش کن

ودستانم چه بیهوده می لرزند

ازکابوس تنهایی

ب گرمای قلبت

دعوتم کن

                تنهای تلخ...

نوشته شده در ۱۳٩٢/۱/٢٤ساعت ٩:٤٥ ‎ق.ظ توسط تنهای تلخ نظرات ()

یکی مونده تو نگاهت

یکی مونده چشم براهت

یکی از باور رویا

به تب تند تو رسیده


توشب بی ماه و مهتاب

توشب دلتنگ بی خواب

غم وحسرت جاودان شد

ماه من نبود وشب سحر شد

 

Click to view full size image

 

برای عاشقانه های من

برای بینهایت نگاه تو

برای بودن کلام عشق

برای انتظار رویشم

...

همیشه جاودانی

                               تنهای تلخ...


نوشته شده در ۱۳٩٢/۱/٢٢ساعت ۱۱:۱٠ ‎ق.ظ توسط تنهای تلخ نظرات ()

Click to view full size image

 

مقصد

انتهای این پیچ تنهایی ست

آهسته گام بردار

کناره جاده ی انتظار

این راه بی هراس

من

درانتهای

این جاده

کنارآخرین پیچ

ب انتظار

پایان تنهایی

نشسته

نه...

ایستاده ام

...

                                  تنهای تلخ

 

نوشته شده در ۱۳٩٢/۱/٢۱ساعت ۱٠:٥٠ ‎ق.ظ توسط تنهای تلخ نظرات ()


Design By : Pichak